فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

402

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

آنجا بسوى لار حركت كرده بوديم ، و در انتظار آنكه خيمه‌ها را برافرازند در همان خانهء پيشين منزل كرد . اين خانه بسيار ناراحت و شبيه رواقهائى بود كه فقراى اسپانيا در آن سكونت مىكنند و چون صاحب‌خانه نيز مىبايد با سفير در آن منزل كند ناگزير قسمتى از يك اطاق را با پارچه‌اى از قسمت ديگر جدا كردند و براى سفير اطاق خوابى ترتيب دادند . صبح فردا سلطان يا حاكم بندر كه بر همهء سرزمينهاى اين ناحيه از جمله دژ گومبرون و جزيرهء قشم حكومت مىكند . به ديدار سفير آمد و به وى قول داد كه هرگونه وسيلهء لازم را براى عزيمت افراد و حمل بار و بنه‌اش به هرمز در اختيار وى خواهد گذاشت . وسائل دريائى حاكم چيزى نبود مگر پنج شش زورق كه سفير مىبايد كرايهء آنها را بپردازد . مع‌ذلك اين شخص زحمت‌افزا شد و همچون حاكم لار با بىشرمى تمام از سفير مطالبهء هديه كرد . اما همان پاسخى را گرفت كه بدان يك داده شده بود . سفير به حاكم پيغام داد كه ممكن است بازرگانان در اين‌گونه موارد فرمانبردار وى باشند اما او به عنوان سفير پادشاهى بزرگ جز به شاهى يا سفيرى همپايهء خود هديه نمىدهد ، همچنانكه كه تاكنون نيز بدين شيوه عمل كرده است ، و متذكر شد اگر هنگام آمدن يا بازگشت به برخى از حكام شهرهاى مسير يا ايرانيان ديگر هدايائى داده است براى ابراز حقشناسى و در برابر خدمات آنان به وى يا همراهانش بوده است . و حتى نسبت به خداوندگار او ، خان شيراز ، و على بيگ كه همراه اوست به همين شيوه عمل كرده است . اما اين حاكم كه اللهوردى سلطان ناميده مىشد براى دريافت هديه بر اصرار خويش افزود و هنگامى كه ديد از اين طريق به مقصود نمىرسد راه ديگرى پيش گرفت و اسبى نامرغوب براى سفير فرستاد و پيغام داد كه بهترين اسب ايران را كه حداقل پنجاه تومان - معادل هشتصد اكو - ارزش دارد به وى تقديم كرده است . سفير كه از رفتار وى به خشم آمده بود اسب را بازگردانيد و پيغام داد كه هيچ‌چيزى براى وى نفرستد زيرا مطلقا نيازى ندارد و متذكر شد كه گستاخى و رفتار نامناسب وى را كه